نتیجه تصویری برای معلم روزت مبارک

 

 

عارفان علم عاشق می شوند بهتریــن مردم معــلم می شونــد

عشق بارانش متمم می شود هر که عاشق شد معلم می شود

روی سخنم با معلمان و اساتید گرامی است، با شما معلمان دلسوز و مهربان. با سلامی گرم و آرزوی توفیقات الهی برای تک تک شما مهربانان. اوراق زرین تاریخ تربیت، سیمای درخشان مربیان نام آوری چون ابراهیم (علیه السلام)، موسی (علیه السلام)، عیسی (علیه السلام)، علی (علیه السلام)، فاطمه (سلام الله علیها)، زینب (سلام الله علیها) و ... را بر خود نقش ابدی زده، آنان که با پیکار مقدس خویش حماسه های شکوهمند و جاوید در سازندگی انسان متعهد به وجود آورند و با تزکیه و تعلیم، کاخ بلند علم و فضیلت را بنا نهاده و پرچم توحید را برافراشته اند.

امروز، ای معلم عزیزم که ادامه ی این نهضت عظیم را بر عهده گرفته ای و من امیدوارم که با نوشتن این چند سطر توانسته باشم سپاس بی کرانم را به تمامی معلمانم برسانم.

خالی از لطف نیست در این نوشتار اشاره داشته باشیم به معلم بزرگ انقلاب، رهبر کبیرمان حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) که ایشان تربیت و تعلیم را همسنگ یکدیگر می دانستند.

امام بزرگوار در درس های خود مطالب علمی و اخلاقی را از یکدیگر جدا نمی دانستند، درس ایشان تنها یک سلسله مباحث علمی نبود؛ ایشان به روشی تدریس می نمودند که در لابلای درس، طلبه ی واقعی نیز تربیت می کردند. هدف ایشان، این نبود که تنها یک سلسله مطالب از استاد به شاگرد منتقل شود، بلکه ایشان شاگردانی تربیت می کردند که حقیقتاً برای آینده ی اسلام مفید باشند. [1] (ستوده، پا به پای آفتاب، ج4، ص69)

امام بزرگوار در درس های خود مطالب علمی و اخلاقی را از یکدیگر جدا نمی دانستند، درس ایشان تنها یک سلسله مباحث علمی نبود؛ ایشان به روشی تدریس می نمودند که در لابلای درس، طلبه ی واقعی نیز تربیت می کردند.

امام (رحمة الله علیه) علما را تجلیل می فرمودند و طلبه ها را دوست داشتند؛ به ویژه وقتی طلبه ای را با استعداد ویژه ای می دیدند، او را گرامی می داشتند. [2] (همان، ج2، ص107)

چه خوب است اساتید معزز حوزه های علمیه از آن پیر مرادشان الگو بگیرند و همواره بر کرسی تدریس، تزکیه و تعلیم را به هم آمیخته [3] (آل عمران:164) و در گوش جان طلاب و دانش پژوهان بنوشانند تا چونان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شده و معلمی ایشان کاری انبیایی شود و همان گونه که پیر جماران معشوق شاگردانش بود، این عشق میان معلم و متعلم نهادینه شود.

از جمله دیگر بزرگان دین، آیت الله عبدالکریم حائری بودند که از اولیای الهی به شمار می رفتند و مصداق کلام الهی «مردانى که نه تجارت و نه داد و ستدى آنان را از یاد خدا باز نمی دارد»، [4] (نور:37) بودند. ایشان پیش از مجهز شدن به دانش عقل و نقل، به نفس خویش پرداختند.

آیت الله حائری جزء مردان نادری بودند که کلام حق را از مأذنه ی مصحف الهی شنیدند و با تمام جانشان به ندای الهی لبیک گفتند. [5] (ر.ک: کاظمینی، میرزا محمد، دانشنامه مشاهیر یزد)

چه خوب است اساتید معزز حوزه های علمیه از آن پیر مرادشان الگو بگیرند و همواره بر کرسی تدریس، تزکیه و تعلیم را به هم آمیخته و در گوش جان طلاب و دانش پژوهان بنیوشانند.

در ایران اسلامی پشتوانه های محکمی همچون این استادان بزرگوار فراوانند، کسانی که به حقیقت زندگی زاهدانه ای داشتند و زندگی، شیوه و روش آنها در برخورد با اطرافیانشان، خود بزرگ ترین کلاس درس برای شاگردانشان بود.

در این نوشتار فرصت را غنیمت شمرده و از تمام معلمینی که در طول این سالها الفبای زندگی را به من آموختند، قدردانی می کنم.

معلم عزیزم، اکنون که من معلم فرزندم شده ام، درک می کنم که ورق های دفتر من سیاه می شد و گیسوان تو سپید، من قد می کشیدم و تو پشت خم می کردی. سپاسگزارم بابت آن زمان که پای درست می نشستم و تو الفبای عشق را به من می آموختی. آن زمان که دل من از گوهر کلمات خالی بود، تو مرا سرشار از واژه های روشن می کردی. سالهاست که از آن لحظه های شیرین می گذرد ولی یاد و نام تو هنوز برای من زنده است و قصه های شبانه ی دخترکم را با خاطرات روزهای با تو بودن آغاز می کنم.

معلم عزیزم دعای خیرت را همیشه بدرقه ی راه همه ی شاگردانت کن تا در مرور حدیث زندگی با یاد خدایی که آرامش دهنده ی دلهاست، آرام گیریم.

آن زمان ها برایم از دانایی می گفتی و محبت را به من می آموختی. من در سایه سار وجودت پیش می رفتم و قدم از قدم بر می داشتم. ای کاش هنوز کنارم بودی، سخت است اکنون که هم مراقب خودم باشم، هم فرزندم تا در پرتگاه ها و لغزش گاه های زندگی نیافتیم.

چه زیبا من را به شکیبایی و صبوری سوق می دادی که صبر تلخ است و میوه اش شیرین. امروز به یاد و احترام حرف های تو که سراسر برابر با عملت بود، قامت خم می کنم و در زلال کلمات و خاطراتت رها می شوم.

معلم عزیزم دعای خیرت را همیشه بدرقه ی راه همه ی شاگردانت کن تا در مرور حدیث زندگی با یاد خدایی که آرامش دهنده ی دلهاست، [6] (رعد:28) آرام گیریم.

--------------------------------------------------------------

پی نوشت ها:

1. ستوده، امیر رضا، پا به پای آفتاب، تهران، پنجره، 1388، ج4، ص69.

2. پا به پای آفتاب، ج2، ص107.

3. یُزَکّیهِم وَ یُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ وَ الحِکمَةَ.

4. رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللهِ.

5. ر.ک: کاظمینی، میرزامحمد، دانشنامه مشاهیر یزد، ریحانة الرسول، ۱۳۸۲ش.

6. أَلاَ بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ.






 
 

تاريخ : سه شنبه 11 اردیبهشت 1397  | 04:32 ب.ظ | نويسنده : زارع-مرادیان | نظرات 0

به هر وجود مباركى كه به اراده ‏ى خداوند براى بشريّت باقى مى‏ ماند، «بَقِيَّتُ اللَّهِ» گفته می شود. يكى از روشن ‏ترين مصاديق آن، حضرت مهدی علیه السلام است چون به خواست خداوند براى هدايت مردم ذخيره شده است.

بقیّه الله

 

یکی از ویژگی های امام زمان علیه السلام، بقیّه الله است. خداوند در قرآن می فرماید: «بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ انْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ آنچه از جانب خدا برایتان باقی می ماند، برای شما بهتر است؛ اگر ایمان داشته باشید». (سوره هود آیه86)

بقية اللّه كيست؟

«بقية اللّه»؛ يعنى، هر چیز مفيدى كه از طرف خدا براى انسان ذخيره مى ‏شود و مايه سعادت و رستگاری او مى‏ گردد. در اين آيه «بَقِيَّتُ اللَّهِ» به معناى درآمد و سودى است كه از يك سرمايه‏ ى حلال و خداپسندانه براى انسان باقى مى‏ ماند. امّا در روايات به هر وجود مباركى كه به اراده ‏ى خداوند براى بشريّت باقى مى‏ ماند، «بَقِيَّتُ اللَّهِ» گفته می شود. يكى از روشن ‏ترين مصاديق «بقية اللّه» حضرت مهدی علیه السلام است چون به خواست خداوند براى هدايت مردم ذخيره شده است. و خداوند به واسطه او به مؤمنان عزت مى‏ دهد و دشمنان را خوار و ذليل مى‏ كند: «أَيْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِياءِ، وَ مُذِلُّ الْأَعْداءِ» و بناهاى شرك و نفاق را ویران و خراب مى‏ كند: «أَیْنَ هادِمُ أَبْنِیَةِ الشِّرْکِ وَ النِّفاقِ» و دين را احيا مى ‏كند: «أَيْنَ مُحْيِي مَعَالِمِ الدِّينِ وَ أَهْلِهِ».

امام محمّد باقر (ع) فرمودند: نخستين سخنى كه امام مهدى (ع) پس از قيام خود مى‏ گويد، اين است: «بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ انْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ» سپس مى‏ گويد: منم بقيةاللَّه و حجت و خليفه او در ميان شما. آن گاه هيچ كس بر او سلام نمى‏ كند مگر اينكه مى ‏گويد: «السَّلامُ عَلَيْكَ يا بَقِيَّةَ اللَّهِ فى‏ ارْضِهِ». هم چنین، راوی از امام صادق علیه السلام درباره نحوه سلام کردن به حضرت مهدی علیه السلام سؤال می کند، حضرت می فرمایند: «این گونه سلام کنید: «السَّلامُ عَلَيْكَ يا بَقِيَّةَ اللَّهِ فى‏ ارْضِهِ».

مردی از امام صادق علیه السلام سؤال کرد: آیا به حضرت مهدی می توان با تعبیر «امیرالمؤمنین» سلام داد؟ حضرت فرمودند: «نه». عرض کرد: چرا؟ فرمودند: زیرا «امیرالمؤمنین» اسمی است که خداوند آن را بر علی علیه السلام گذاشته است و احدی قبل از او و بعد از او به این نام نامیده نمی شود، مگر این که کافر خواهد بود.» عرض کردم: فدای شما شوم! پس چگونه به حضرت مهدی سلام داده می شود؟ فرمودند: «می گویند: السَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقِیَّهَ اللّه».

شبلنجی، از علمای اهل سنت، می نویسد: وقتی حضرت مهدی علیه السلام خروج کند، بر کعبه تکیه می دهد و 313 نفر از یارانش گرد او جمع می شوند. اولین سخنی که بر زبان ایشان جاری می شود، این آیه است: «بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ انْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ»؛ و می فرماید: «انا بقیه اللّه و خلیفته و حجّته علیکم»؛ منم بقیه اللّه و خلیفه و حجّت خدا بر شما.

یادداشت: علی کفشگر فرزقی

-------------------------------------------

منبع:آستان قدس رضوی

قافله سالار : امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از منظر قرآن، محمود اباذری، ص 83

امام مهدى (عج) در قرآن، مهدى يوسفيان، ‏ص: 78

تفسير نور، محسن قرائتی، ج‏4، ص: 107






 
 

تاريخ : سه شنبه 11 اردیبهشت 1397  | 04:21 ب.ظ | نويسنده : زارع-مرادیان | نظرات 0

 

اعتقاد به امام زمان، به معنای گوشه‌ گیری نیست. جریان های انحرافی قبل از انقلاب تبلیغ می‌ کردند، الان هم در گوشه و کنار تبلیغ می‌ کنند که امام زمان می‌ آید و اوضاع را درست می‌کند؛ ما امروز دیگر چه کار کنیم! چه لزومی دارد ما حرکتی بکنیم! این مثل آن است که در شب تاریک، انسان چراغ روشن نکند؛ چون فردا بناست خورشید عالم تاب بیاید و روز بشود و همۀ دنیا را روشن می‌کند.
خورشیدِ فردا، ربطی به وضع کنونی من و شما ندارد. امروز اگر ما می بینیم در هر نقطۀ دنیا ظلم و بی عدالتی و تبعیض و زورگویی وجود دارد، اینها همان چیزهایی است که امام زمان برای مبارزه با آنها می‌ آید. اگر ما سرباز امام زمانیم، باید خود را برای مبارزه با اینها آماده کنیم.

انتظار به معنای این است که ما باید خود را برای سربازی امام زمان آماده کنیم.. سرباز منجی بزرگی که می‌خواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بین‌المللی مبارزه کند، احتیاج به خودسازی و آگاهی و روشن‌بینی دارد...
ما نباید فکر کنیم که چون امام زمان خواهد آمد و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، امروز وظیفه‌ ای نداریم؛ نه، بعکس، ما امروز وظیفه داریم در آن جهت حرکت کنیم تا برای ظهور آن بزرگوار آماده شویم.
اعتقاد به امام زمان به معنای گوشه‌ گیری نیست. ...امروز اگر ما می‌ بینیم در هر نقطه‌ ی دنیا ظلم و بی‌عدالتی و تبعیض و زورگویی وجود دارد، اینها همان چیزهایی است که امام زمان برای مبارزه با آنها می‌ آید. اگر ما سرباز امام زمانیم، باید خود را برای مبارزه با اینها آماده کنیم.

 

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با اقشار مختلف مردم - مصلای تهران 1381

     منبع:آستان قدس رضوی

 






 
 

تاريخ : سه شنبه 11 اردیبهشت 1397  | 04:16 ب.ظ | نويسنده : زارع-مرادیان | نظرات 0

هشدار به منتظران ظهور

منتظران امام زمان علیه السلام نباید مثل اهل کتاب باشند که با طولانی شدن غیبت، تصور کنند تا زمان تحقق وعده الهی خیلی فاصله است و منتظر بازگشت حجّت خداوند نشوند.

هشدار به منتظران ظهور

 

اهل كتاب همه يك دل در انتظار ظهور پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله بودند، ولى بعد از ظهور او و نزول كتاب آسمانيش در دين خدا اختلاف كردند و با او به مقابله و ستيز برخاستند. ما هم ادعا داریم منتظر امام زمان علیه السلام هستیم و آماده ایم در رکاب حضرت باشیم،اما هنگام ظهور امام علیه السلام، آیا آمادگی داریم؟ از این رو خداوند در قرآن به منتظران امام زمان علیه السلام هشدار می دهد و می فرماید: «أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُون‏ آيا وقت آن نرسيده است كه دل هاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل كرده است خاشع گردد؟ و مانند كسانى نباشند كه در گذشته به آنها كتاب آسمانى داده شد (مانند يهود و نصارى) سپس زمانى طولانى بر آنها گذشت (و خداوند را فراموش كردند) و قلبهايشان قساوت پيدا كرد، و بسيارى از آنها گنهكارند».(حدید/16)

امام صادق علیه السلام می فرماید: «این آیه درباره مردم زمان غیبت نازل شده و «أمد» به معنای زمان غیبت است».

ویژگی اهل کتاب چه بود که قرآن درباره آن به ما هشدار می دهد؟

آنان دوبار در آزمون «انتظار»، مردود شدند:

1. حضرت موسی علیه السلام به بنی اسرائیل گفت: «من به میعاد الهی می روم و برادرم هارون در میان شماست؛ از او پیروی کنید تا من برگردم.»(اعراف/142). هنگامی که حضرت موسی علیه السلام بعد از سی روز نیامد، بنی اسرائیل به دنبال سامری رفتند و گوساله پرست شدند! در واقع، آنان به وعده خداوند و پیامبرش اطمینان نداشتند. آنان باید هم چنان منتظر می ماندند و به این امر توجه می کردند که در این تأخیر، حکمتی نهفته است. خداوند متعال در قرآن می فرماید: موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود بازگشت و گفت: ای قوم من، مگر پروردگارتان وعده نیکویی به شما نداد؟! آیا مدت جداییِ من از شما به طول انجامید، یا می خواستید غضب پروردگارتان بر شما نازل شود که با وعده من مخالفت کردید؟!(اعراف/50).

2. مژده و نوید ظهور خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله به اهل کتاب داده شده بود و آن ها موظف بودند با ظهورش به او ایمان بیاورند، اما هنگامی که انتظار، طولانی شد ناامید شده و به جای اطمینان به وعده الهی، دچار قساوت قلب شده و دنبال هوا و هوس و دنیاطلبی رفتند و موعود خود را به کلی فراموش کردند.

پیام مهم آیه بالا این است که از اهل کتاب عبرت بگیریم و با طولانی شدن زمان غیبت، هرگز دچار قساوت قلب نشویم، بلکه در برابر حکم خداوند، که در قرآن و بیانات نورانی اهل بیت علیهم السلام بیان شده است، مطیع و فرمان بردار بوده و هرگز دچار سستی نشویم.

از حضرت امیر علیه السلام نقل شده است: «برای قائم ما غیبتی است که زمان آن طولانی است...! کسی که در این دوران بر دینش ثابت قدم بماند و به خاطر طولانی شدن غیبتِ امامش، دچار قساوت قلب نشود، در روز قیامت با من خواهد بود». توضیح این که، در دوران غیبت امام، بسیاری از مردم با فراموش کردن امام خود و وظیفه ای که در برابر او دارند، دچار دنیاگرایی می شوند و هر کسی سعی می کند در مسابقه رفاه و تجمل از دیگران عقب نماند. در چنین دورانی، اگر کسی قلبش هم چنان پذیرای دستورات الهی و تمام سعیش پیروی از امام زمانش باشد، در قیامت با اهل بیت علیهم السلام خواهد بود؛ انسان عاقل باید بیندیشد که آیا در عالم هستی، پاداش و درجه ای بالاتر از این وجود دارد که انسان در زندگیِ ابدی خود، هم نشین اهل بیت علیهم السلام شود؟

بنابر این منتظران امام زمان علیه السلام نباید مثل اهل کتاب باشند که با طولانی شدن غیبت، تصور کنند تا زمان تحقق وعده الهی خیلی فاصله است و منتظر بازگشت حجّت خداوند نشوند.

یادداشت : علی کفشگر فرزقی

منبع:

قافله سالار : امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از منظر قرآن، محمود اباذری، ص: 75

سيماى حضرت مهدى (عليه السلام) در قرآن، هاشم بن سليمان‏ بحرانى، ص: 449






 
 

تاريخ : سه شنبه 11 اردیبهشت 1397  | 04:13 ب.ظ | نويسنده : زارع-مرادیان | نظرات 0

نتیجه تصویری برای امام زمان

 

اغلب مردم می آیند و می روند و زندگی می کنند، اما سبک ندارند. پیامبران بزرگ الهی (علیهم السلام)، امامان شیعه (علیهم السلام)، همه بزرگان دین ما و اولیای خدا سبک زندگی (روش زندگی) دارند. در این نوشتار کوتاه به دو روایت از سبک زندگی امام زمان (عج) اشاره می کنیم. امام صادق (ع) درباره سبک زندگی امام زمان (عج) می فرمایند:
«ان یسیر فیهم بسیره رسول الله (علیه السلام) و یعمل فیهم بعمله».1  متعهد می شود که در میان مردم سیره رسول خدا (ع) را جاری کند و خود نیز به روش آن حضرت عمل کند.

 

سیره امام زمان (عج) همان سیره جدشان، رسول خدا (ص) است. امام زمان (عج) مهربان هستند؛ مثل پیامبر دلسوزند. حضرت کسانی را می کشند که به هیچ عنوان در مسیر هدایت قرار نمی گیرند و لج بازند؛ والا با کسانی که اهل منطق و هدایت اند، با منطق برخورد می کنند.
عبدالله بن عطاء مکی از امام صادق (ع) روایت کرده: «سالته عن سیره المهدی کیف سیرته فقال یصنع کما [ما] صنع رسول الله (ص) یهدم ما کان قبله کما هدم رسول الله( ص) امر الجاهلیه و یستانف الاسلام جدیدا».2
از امام صادق (ع) درباره سیره و روش حضرت مهدی (ع) پرسیدم که سیره او چگونه خواهد بود؟ حضرت فرمودند: همان طور عمل می کند که رسول خدا (ص) عمل کرد: آنچه پیش از او بود، نابود می کند؛ همان گونه که رسول خدا (ص) جاهلیت را نابود کرد و [ به این صورت ] اسلام را از نو بر پا می کند.
 
  منبع: حجت الاسلام و المسلمین عبدوس، صحن جامع رضوی، 1390،استان قدس رضوی

--------------------------------------------------
پی نوشت ها:
  1.فضل بن حسن طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، ص460 : محمد باقر مجلسی، بحارالانوار ، ج52، ص337 : فتال نیشابوری، روضه الواعظین و بصیره المتعظین، ج 2، ص265، محمد محسن بن شاه مرتضی فیض کاشانی، الوافی، ج2، ص468؛ ابوعبدالله محمدبن محمدبن نعمان بغدادی (شیخ مفید )، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ص342 تا 345.

2 .محمدبن ابراهیم نعمانی، الغیبه للنعمانی، ص231.


 






 
 

تاريخ : سه شنبه 11 اردیبهشت 1397  | 04:05 ب.ظ | نويسنده : زارع-مرادیان | نظرات 0

نتیجه تصویری برای امام زمان

 

 

نمونه ای از علاقه های عامیانه در بحث منجی را می توان اهمیت دادن به دیدار امام زمان (ع)، بدون توجه به ظهور و بدون توجه به فلسفه غیبت و انتظار دانست. کسانی که چنین علاقه های عامیانه ای دارند، کسانی هستند که خود را مشتاق دیدار حضرت می دانند اما نه توجهی به بیرون آمدن حضرت از پرده غیبت دارند و نه به فواید و برکات فراوانی که بر ظهور حضرت مترتب است، اعتنایی دارند. هر چند با چنین علاقه ای نیز باید محترمانه برخورد کرد، اما سوال این است که چگونه می توان ادعای عاشقی و تمنای دیدار داشت، ولی به آرمان های حضرت بی اعتنا بود؟
آیت الله بهجت (ره) می فرمایند: «آیا می شود رئیس و مولای ما حضرت ولی عصر محزون باشد و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان گریان باشد و ما خندان باشیم و در عین حال خود را تابع آن حضرت بدانیم؟!» «{ایشان}اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود! تنها پیدا کردن و دیدن حضرت مهم نیست... هر کدام در فکر حوایج شخصی خود هستيم و به فکر آن حضرت- که نفعش به همه بر می گردد و از اهم ضروریات است - نیستیم!»[1]
این آدم ها که تنها مشتاق «دیدن» حضرت هستند و به مصائب عالم بشریت و رسالت آن حضرت کاری ندارند، معمولا گرهی از کار حضرت باز نمی کنند. هر چند ممکن است در صورتی که صادق باشند، حضرت به درد ایشان بخورد.

افرادی که تنها مشتاق «دیدن» حضرت هستند و به مصائب عالم بشریت و رسالت آن حضرت کاری ندارند، معمولا گرهی از کار امام زمان(ع) باز نمی کنند.

 

 


ادامه مطلب

 
 

تاريخ : سه شنبه 11 اردیبهشت 1397  | 03:59 ب.ظ | نويسنده : زارع-مرادیان | نظرات 0

نتیجه تصویری برای امام زمان

 

 


این یک نگاه عامیانه است که درکی از ساز و کار نجات بخش منجی نداشته باشیم. این یک نگاه عامیانه است که چگونگی تداوم حاکمیت منجی و رموز بقای آن را ندانیم و موارد دیگری که ندانستن هر یک از آنها ما را به نگاه عامیانه نزدیک می کند. کمترین زیان این نگاه این است که تکلیف ما را برای یاری او و مقدمه سازی برای قیام او معلوم نمی کند.

این یک نگاه عامیانه است که ما منتظر منجی باشیم، اما مقدماتی را برای آن لازم ندانیم.

نگاه عامیانه به موضوع «منجی» جزء رایج ترین مسائل همه ملت های معتقد به 
نمونه ای از این علاقه های عامیانه اهمیت دادن به دیدار حضرت، بدون توجه به ظهور و فلسفه غیبت و انتظار است.تلقی های عامیانه ممکن است درباره هر چیزی پدید بیاید و صد البته که به عوام اختصاص ندارد. ترویج یک نگاه عامیانه می تواند دلایل متعددی داشته باشد مثل پیچیدگی نگاه عمیق، تمایل هوای نفس به نگاه سطحی، دامن زدن توسط سودجویان و ... خطر و آسیب نگاه عامیانه آن گاه که به موضوع بسیار کلیدی و حیات بخشی همچون «منجی» سرایت کند دو چندان می شود و آسیب های بیشتری را به همراه خواهد داشت.ظهور منجی به حساب می آید. اگر چه این نگاه در میان پیروان دیگر ادیان و مذاهب بیشتر است، ولی رواج اندک آن هم در میان مردم ما زیاد است و می تواند به موضوع انتظار و مهدویت لطمه های جدی وارد نماید.
نگاه عامیانه به منجی، در همه ادیان عالم وجود دارد؛ تصور کسی که سوار بر مرکب خواهد آمد و دنیا را تنها با اعجازِ» دستانش متحول می کند و لابد بی نیاز به همراهی مردم و هوشیاری آنها، زمین و زمان را زیر و رو کرده و بی اعتنا به سنت‌ های الهی و همه آنچه در طبیعت حیات بشر است، سعادت را برای انسان به ارمغان می آورد. همچنین این یک نگاه عامیانه است که ما منتظر منجی باشیم، اما مقدماتی را برای آن لازم ندانیم.

 

 

 


ادامه مطلب

 
 

تاريخ : سه شنبه 11 اردیبهشت 1397  | 03:45 ب.ظ | نويسنده : زارع-مرادیان | نظرات 0

تعداد کل صفحات : 506 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >