" السلام علیڪ یا صاحِبَ الزَّماڹِ"

مولا مـــهدے_جانـــم

شده ام غرق 
گنه اے گل نـرگس برگرد

دل همانند 
ڪویر است وپی بارانیــم

ذڪر تعجیل فرج
نام حسین ابن علیست

مـهدیا از
غم جدت بخــدا نالانیم

اَلّلهُمَّـ عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ الفَرج

 







تاريخ : جمعه 14 مهر 1396  | 04:47 ب.ظ | نویسنده : زارع-مرادیان | نظرات 0

 

یعـقوب ندید که یوسـف را در چـآه مـی اندازند ؛ فقط لباسِ خونیش را دید ...
و پس از نابینایـی ، دیگر آن را هم نـدید!
مــی دانست زنده است ؛
فقط دلتنگ بـود ...
ندید که در بـازار مـی فروشنَش ...
ندید کسی را سنگ بزنند ...
یا با خیزران ......

زینب امـآ دید ؛
آنهایـی را که یـعـقوب فقط شنیده بـود ؛
زینب دید ....
گاهی خدا اراده می کند بعضی چیزها را
حس کنے ....
مثلِ عطشْ
دردْ
غربتْ
بی کسی
زخـــمِ زبان
و بعضی چیزها را ببینی.....
مثلِ پهلوی شکسته
فرقِ شکافته
جگرِ پاره پاره
گودالِ قتلگاه ....
گاهی خدا میخواهد ......
.
همین!
خواستم با خودم مرور کنم که
"زینب شدن به این سادگے ها نیست"!







تاريخ : جمعه 14 مهر 1396  | 04:43 ب.ظ | نویسنده : زارع-مرادیان | نظرات 0
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 468 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >