تمام شد ماه رجب

و یک ماه دیگر از عمر من گذشت..

و منـــــــ

باورنمی کنم که ماه رجب
که چشم به راهش بودم
بیاید و برمن وارد شود و از من بگذرد..

ومن هنوز غرق در گاه و بیگاه خود باشم.

چه ساده به این گذرهای تکراری عادت کرده ام.

ماه رجب می رود و من هنوز نگاه میکنم

یا من ارجوه لکل خیر....

باید خداحافظی کنم.

خدای من به من گفتی

الشَْهرٌشَْهری والعَبدُعَبدی والرحمَةُ رَحَمتی
فَمَن دَعانی فی هذَاالشَّهرِأجًبتُهُ ومَن سَألَنی أعطَیتُه

ماه(رجب)
ماه من , بنده من , و رحمت , رحمت من است.

هرکه دراین ماه مرا بخواند اجابتش کنم وهرکه حاجت آورد عطایش کنم

هنوزماه توست
ومن بنده ی تو
تا همین یکی جرعه.

میخواهم بخوانمتـــــــ

مهربان من 
مرا اجابت کن





تاريخ : پنج شنبه 31 اردیبهشت 1394  | 03:46 ب.ظ | نویسنده : زارع-مرادیان | نظرات 0

 

▪نام: حسین(ع) 
▪ کنیه: ابا عبدالله و ابو الائمه و ابوالمساکین و.... 
▪ لقب:سید الشهداء(ع) 
▪ نام پدر:علی(ع) 
▪ نام مادر:فاطمه (ع) 
▪ تاریخ تولد:سوم ماه شعبان سال چهارم ه.ق 
▪ محل تولد:مدینه طیبه 
▪ تاریخ شهادت:روز جمعه دهم ماه محرم سال شصت ویک ه.ق 
▪ محل شهادت: کربلای معلی(گودال قتلگاه) 
▪ نام قاتل:شمربن ذی الجوشن 
▪ مدت امامت:یازده سال و یازده ماه و سه روز 
▪ مدت عمر:پنجاه و هفت سال و هفت ماه وهفت روز





تاريخ : پنج شنبه 31 اردیبهشت 1394  | 03:45 ب.ظ | نویسنده : زارع-مرادیان | نظرات 0

 

من چادر سر میکنم ،

سخت است ولی تنها آزادی حرکت و دستانم را می گیرد ،

سخت است ولی نه زیاد،

چادر سر کردن مسئولیت می آورد و انتظار ،

ولی تمام اینها سخت تر از کار تو نیست .

سخت تر از کار تو نیست که باید در تمام طول سال سر به زیر راه بروی

و از میان شیاطین متحرک کوچه ها و خیابان ها، از میان بانوانی که نتوانسته اند خودنماییشان را کنترل کنند ، سالم رد شوی.

از کار تو سخت تر نیست که

همیشه باید مراقب خودت باشی وقتی می خواهی بیرون بروی یا

فیلمی ببینی یا

به اینترنت وصل شوی ،

زیرا شیاطین برایت کمین کرده اند.

از تو کار سخت تر نیست که در این هجوم بی مهابای وسوسه های

دلفریب و پلیدی های نا جوانمردانه باید پاک باقی بمانی....

و خداوند مرد را قوی آفرید زیرا وظیفه ات بسی سنگین تر است

و اگر در این آزمون ها پیروز شدی ،مرد خدایی می شوی!!!





تاريخ : پنج شنبه 31 اردیبهشت 1394  | 03:43 ب.ظ | نویسنده : زارع-مرادیان | نظرات 0

 

بهارهای شگفتی در راهند. فردا گلی می‏شکفد که بادها را پرپر می‏کند.

بهارهای شگفتی در راهند؛ این را من نمی‏گویم؛ آسمان می‏گوید با هزاران بهاری که دیده است. بهارهای شگفتی در راهند؛ این را زمین می‏گوید؛ زمین که مادر همه بهارهای آمده است. زمین که آبستن بهارهای شگفتی است که در راهند.

فردا گلی می‏شکفد که گل‏ها به پیشواز آمدنش، پرپر می‏شوند. درخت‏ها، سجده می‏کنند مقدمش را، کوه‏ها سر بر آستان کرم او می‏گذارند و دریاها، وام‏دار زلال چشمانش می‏شوند.
فردا گلی می‏شکفد که عطرش از همه پنجره ‏های بسته عبور خواهد کرد؛ از همه دیوارهای سنگی، برج‏ های بتُنی، خیابان‏ های تاریک، کوچه ‏های رنگ و رو رفته. فردا گلی می‏شکفد که پنجره‏ ها را باز خواهد کرد و آینه‏ها را شفاف.
فردا گلی می‏شکفد که ابرها را به باران دعوت می‏کند، باران را به زمین تشنه می‏ فشاند، گل‏ها را می‏رویاند و خورشید را صدا می‏کند تا رنگین‏ کمانی شگفت، شرق تا غرب زمین و آسمان را به هم بدوزد؛ رنگین‏ کمانی زیباتر از همه آذین‏ ها و خیر مقدم‏ ها، رنگین‏ کمانی که مزین به نام زیبای زیباترین گل دنیاست.
فردا باران می‏بارد، گلی می‏شکفد. مردی می‏آید؛ فردا مردی که قرار است در باران بیاید، خواهد رسید؛ بعد توفان می‏گیرد، باران تند می‏بارد.

فردا، گلی می‏آید؛ گلی که کشتیبان «سفینه النجاه» است. می‏آید و آرامش را به دل‏های عاشق می‏آورد و منتظران را سوار می‏کند.

فردا گلی می‏شکفد که بادها را پرپر می‏کند. توفان، تاب ایستادگی در برابرش را ندارد؛ پرپر می‏شود، نسیم می‏شود و به پای مبارکش بوسه می‏زند: «السلام علیک یا سفینه النجاه»





تاريخ : پنج شنبه 31 اردیبهشت 1394  | 03:41 ب.ظ | نویسنده : زارع-مرادیان | نظرات 0

 

ای پاسخ گرامی امن یجیب ها
تعجیل کن به خاطر ما ناشکیب ها
چشم جهان به چشمه ی دستان سبز توست
جاری شو از ورای فراز و نشیب ها
تکلیف انتقام شهیدان به دوش کیست
تعجیل کن بخاطر صدها هزار چشم
ای پاسخ گرامی امن یجیب ها





تاريخ : پنج شنبه 31 اردیبهشت 1394  | 03:39 ب.ظ | نویسنده : زارع-مرادیان | نظرات 0
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 13 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >